جمله - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 19:44
2-3 روزه که مهراد جمله های 3 کلمه ای و بیشتر میگه. البته جمله کاربردی نیست. شعر آقاخرگوشه، اونجا گه میگه شاید میخواد بخوردم یا با خودش ببردم پس میرم پیش مامانم، آنجا می مانم xa0 اینجوری میگه شاید... بخوردم ... ببردم یا میگه پس میرم پیش مامانم، می مانم
کلمات جدید مهراد - تاریخ: 1397/4/26 ساعت: 14:01
امروز مهراد شیر خورد؛ شیشه که خالی شد، شیشه را گرفت گفت تمام (این مربوط به چند هفته پیش بود ، ناقص نوشته شده بود و &#1
مهراد 2 سال و نیمه - تاریخ: 1397/4/26 ساعت: 14:01
دیگه مهراد کلمات و جمله های 2-3 کلمه ای میگه پاشو. ماشینته، توپ، موشگان (مژگان )، موشده (مژده )، نبی و ...
سلام - تاریخ: 1397/4/26 ساعت: 14:01
دیروز عصر خاله مینو اومد خونه، مهراد صدای ماشین رو که شنید فوری در راهرو را باز کرد که بره پیش خاله مینو. من هم متوجه شدم و دفتر در راهرو بهش رسیدم. دمپایی شو پوشید و دستشو بحالت بای بای تون داد و گفت "آبظ" یعنی خداحافظ... و رفت پیش خاله مینو نشست  با هم رفتن گردش. خاله مینو هم براش بلوز و شلوار سبز...
کلی کلمه ی جدید در این ماه - تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 14:25
مهراد به خاله مینو میکفت نونو، اما خیلی کم. حدود 3 هفته است که بیشتر میگه و دقیقا دنبال خاله مینو میره و صداش میکنه نونو. اما بعضی وقتها هم میگه مونو
جمله دو کلمه ای - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 12:54
امروز صبح مهراد بذای اولین بار جمله 2کلمه ای گفت. به آجی مینو میگه ماما آجی مینو میبرش توی حیاطشون پیش مرغها. مهراد به مرغها میگه قوقو وقتی آجی مینو میاد، مهراد میاد جلوش،دستش را به سمت آحی مینو میکشه که بغلش کنه و ببرش میش قوقو ها. امروز صبح که آجی مینو اومد گفت: ماما... بِییم (بریم).... +xa0نوشته ...
کیه؟ - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 8:26
توی آشپزخونه بودم، مهراد صدا می زد: ایه (کیه)، ایه،... فکر کردم همینطوری داره صدا میکنه. ولی دیدم طول کشید و مرتب داره صدا میکنه.... فکر کردم پشت در یا جایی گیر کرده. دیدم رفته روی میز پذیرایی؛ دفترچه و ... را با ماژیک خط خطی کرده، میخ زن و ... را انداخته روی زمین؛ نمیتونه بیاد پایین. صدا میکنه "کیه...
بابا ... کیه؟... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 17:37
چند روزه مهراد خیلی میگه بابا... بلند و قوی... هم برای باباجان میگه و هم برای بابانبی همش دنبال باباجان میره و بلند صدا میکنه بابا... وقتی هم بابا تلفنی صحبت میکنه؛ یا کسی زنگ در را میزنه؛ میگه: بابا... ایه؟(کیه؟) یا گوشی تلفن را میذاره جلوش و میگه بابا... (میخواد با نبی صحبت کنه) +xa0نوشته شده در x...
مهرادشب ها پیش ماماجان میخوابه - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
هستی که پیش ماماجان میخوابید. حدود یگ هفته است که مهراد هم شبها بیدار میشه و خودش بلند میشه و میره پیش ماماجان میخوابه. +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۵ساعتxa06:4xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0
اوکو... موکو.... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
یه فیلم قدیمی بود، یه جاش یه مرد قوی هیکل توی جای تاریک بود با 3-2تا مرد دیگه... اون قوی هیکله یه جریانی را تعریف میکرد و به سمت مردهای دیگه می رفت. یه جای صحبتش میگفت اوکو... موکو... به آرومی برگشتم.... قدم به قدم... قدم به قدم... و گلوشو گرفتم ... و خفه اش کردم... بعد اونها از ترس می لرزیدن و به ه...
مهراد گفت دایی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
اوایل فروردین (یا شاید 29-30 اسفند) دایی مهران اومده بود خونه. زنگ در را زد. مهراد از آیفون تصویری دید. یه نفر در را باز کرد. من ندیدم. پرسیدم کی بود؟ مهراد گفت "دویی" +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۶ساعتxa08:9xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0
دندان هستی. C بالا چپ - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
الان هستی دندان C بالا چپ را کند. سومین دندان روکش شده هستی بود. 8سال و 9 ماه و 12 روز قراره امروز موهای مهراد را کوتاه کنیم. البته هنوز نبی نیومده 1سال و 4ماه و 7 روز +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۶ساعتxa019:53xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0
دندان آسیای مهراد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
امروز متوجه شدم یکی از دندانهای آسیای بالای مهراد دراومده +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa00:43&nbsp توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0
17 ماهگی مهراد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
دیروز 27 اردی بهشت حدود ساعت 11-10 صبح مهراد در سن 17 ماهگی برای اولین بار روی قصری کارس را انجام داد (شماره 1 ، مایع) +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa05:40xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0
مهراد منو بیرون کرد! - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
2 روز پیش، مهراد طبق معمول رفت تکی اتاق خاله مژگان برای شیطونی! به همه چیز دست میزنه! ففط تلویزیون اونجا را نگاه میکنه و بیرون نمیره! خواستم بیرونش کنم، نمیرفت. بعد اومد منو به بیرون هدایت کرد، خودش رفت داخل و در را روی من بست! دیروز هم هستی را از اتاق آجی یکتا بیرون کرد و xa0در را بست! +xa0نوشته شد...
حرفهای مهراد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
[unable to retrieve full-text content]مهراد از 3-2 روز پیش چند بار مشخصا به آجی گفت آدی و به شیر گفت ایرxa0
مهراد و آجی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
دیشب هر کاری میکردم، مهراد نمیخوابید. همش گریه میکرد و میرفت پیش ماماجان، اما اونجا هم نمی خوابید. آجی اومد بغلش کرد، فوری خوابید. انگار منتظر آجی بود که بخوابونش... +xa0نوشته شده در xa0شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعتxa019:7xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0
پیشرفت مهراد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:00
حدود یک هفته است که خاله مینو داره با مهراد بازی و تمرین میکنه. مهراد توی این مدت خیلی پیشرفت کرده. از دیروز میگه : ایِه (بجای کیه و چیه) چند روزه که بای بای میکنه (دستشو تکون میده) امروز ماماجان به هستی گفت زود، مهراد هم صوتی با وزن زود تولید کرد +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa017:...
کار خطرناک - تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 8:49
از یکی دو روز پیش، مهراد سرماخورده و گلوش ناراحته و سرفه میکنه. دیشب هم استفراغ کرد. هر جا باشه میگرده و خودش را به آجی یا اتاق آجی میرسونه. پریشب که حالش خیلی بد بود؛ آجی تا ساعت حدود 9صبح نگهش داشت. دیشب هم تا ساعت 3ونیم. بعد که اومد پیش من استفراغ کرد. امروز رفتم اداره. فردا مرخصیم تمام میشه. فعل...
هستی موهاش را بست - تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 8:49
امروز 5 آذر 95 یعنی تاریخ جالب 9595 هستی برای اولین بار موهاش را بست. ازش فیلم گرفتم.