اوکو... موکو....

خرید بک لینک
یه فیلم قدیمی بود، یه جاش یه مرد قوی هیکل توی جای تاریک بود با 3-2تا مرد دیگه...

اون قوی هیکله یه جریانی را تعریف میکرد و به سمت مردهای دیگه می رفت. یه جای صحبتش میگفت

اوکو... موکو... به آرومی برگشتم.... قدم به قدم... قدم به قدم... و گلوشو گرفتم ... و خفه اش کردم...

بعد اونها از ترس می لرزیدن و به همدیگه میچسبیدن

یادش بخیر ....

من و مژگان این جمله ها را می گفتیم و بازی می کردیم...

این جمله ها را برای مهراد هم میگم و بجای قدم زدن و پا کوبیدن، دستهامو روی زمین می کوبم

مهراد هم با خنده خودشو توی بغلم می اندازه

امروز که می گفتم، مهراد دستهاشو روی زمین میکوبید، مثل اونجا که میگم ...قدم به قدم... و دستمو روی زمین می کوبم

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 13:20 توسط مامان هستي |
هستي مهربون...

ما را در سایت هستي مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: اوکو,موکو, نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:00

صفحه بندی