خرید بک لینک

دندان مهراد

موضوع «دندان مهراد» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

امروز ۵ فروردین ۱۴۰۱، اولین دندان مهراد افتاد (با کمک خاله مینو)

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:18

در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

امروز ۵ فروردین ۱۴۰۱، اولین دندان مهراد افتاد (با کمک خاله مینو)

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:18

خواب مژگان در ادامه، هر آنچه باید درباره «خواب مژگان» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مدتهاست نوشته جدیدی اضافه نکردم برگردیم به خوابها و خاطرات قبلی بعد از اتفاقی که برای مژگان افتاد، خواب دیدم عده ای میخوان مقداری طلا (فکر میکنم طلاهای لیدا بود) رو به سرقت ببرند، یک نفر اونها رو میگیره و به من میده. توی راه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:18

مدتهاست نوشته جدیدی اضافه نکردمبرگردیم به خوابها و خاطرات قبلیبعد از اتفاقی که برای مژگان افتاد، خواب دیدم عده ای میخوان مقداری طلا (فکر میکنم طلاهای لیدا بود) رو به سرقت ببرند، یک نفر اونها رو میگیره و به من میده. توی راه که میام بدمبه لیدا، مقداری طلا روی زمین یخته، ا مربوط به مژگان هستن. اونها رو جمع میکنم و بهش میدم و میگم ببین چیزی ازش کم نباشهآب باریکی روی زمین جاری است، من و مژگان یک طرف آب و لیدا طرف دیگر آب است. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: شنبه 1 مهر 1402 ساعت: 16:57

امروز ۵ فروردین ۱۴۰۱، اولین دندان مهراد افتاد (با کمک خاله مینو)

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 دی 1401 ساعت: 4:33

امروز ۵ فروردین ۱۴۰۱، اولین دندان مهراد افتاد (با کمک خاله مینو)

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:21

دیروز طهر هستی از خواب بیدار شد و خوابش را اینطور تعریف کرد

خواب دیدم که دارم خواب میبینم مهراد خوابه. میرم پیشش میبینم دست یه نفر زیر سرشه. نگاه کردم، دیدم ماماجانه. تکون دادم و گفتم خودتی؟ گفت آره. یه سوال دیگه هم پرسیدم که یادم نیست!

البته اول گفت خواب دیدم که ۲ بار روح ماماجان رو دیدم. این یک بارش بود.

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:16

۲۹ خرداد ۹۸ انیسا با آحیمینو تماس گرفت و گفت لیدا نفس نمیکشه. لدنش هم سردهلیدا هم رفتبیتا پزشکی شیراز نیمسال اول قبول شدسال ۹۹ هستی فرزانگان ۱ قبول شدو اماسهشنبه شب آجیمینو خواب دید . باد سختی هستماما دست آجیمیترا و مزگان رو گرفته، ولی مژگاندراز کشیده و بلند نشد همراه ماماصبح خواب را تعریف کرد و گفت چون بلند نشد، پس انشاا... خطری نیستجمعه صبح مزگان موقع خوردن صبحانه سرفه کرد و اجیمینو ترسید و گفت به مهران زنگ بزن و بگو زود بیادرفتیم یبیمارستان اریا و تماس گرفت که برانکارد را آماده کنند. نزدیک بیمارستان مزگان حالش بهتر شد وای رفتیم اونجا گفتن باید CCU. بستری بشه ولی تخت خالی نداشتن و آمبولانس از بیمارستان نفت فرستادن و اعزام شد اونجاحدود ساعت ۱۲ یا یک، بقیه رفتن خونه تا وسایلی را برای مزگان بیارن. من تا ۳ و نیم ونجاا بودم. پرستار بهم گفت برو خونه اینجا خطرناکه. کرونا هست. گفتم پس برای بیمار چطور؟ گفت اکسیزن وصله و کرونا منتقل نمیشهبه مژگان گفتم میخواد الکی منو بفرسته! خودش ماسک هم نزده!ساعت ۳آجی مینو اومد. من ۳ونیمرفتم که ابمیوه بگیرم و بیارمحدود ۵ ونیم یا ۶ احی مینو گفت مزگان npoشده و نمیخواد ابمیوه بیاری. من میمونن تو فردا صبح بیاحدود ساعت ۸ گفت مزگان حالش خوبه خوابید . میام خونه تا فرداحدود ساعت ۹ اومد خونه و رفت سمت حمام که لباسهاش رو عوض کنه. موبایلش زنگ خورد گوشی را دادم و گفتم از بیمارستان نفت. یه دفعه شروع کرد به جیع زدن و گفت دارن مژگان را cpr میکنند...تا رسیریم بیارستان، هنوز داشتن cpr  می گردند. ادامه دادند ولی... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:16

شب توی وصعیت عکس صبح یکیاز دانشاموزها (زرنگترین دانشآموز که نمرهاش همیشه ۲۰ بود) صبح بعد از دیدن استاتوس پیام دادسلام خانم مددی تسلیت میگم خدا رحمتشون کنه دیشب خوابتونو دیدم اتفاقا داشتید با چند تا خانم دیگه و مادرتون تولدتون رو جشن میگرفتید واقعا ناراحت شدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:16

چند شب پیش، هستی گفت ظهر خواب ازماماجان نیلوبلاگ را دیدم.

خواب دیدم توی مدرسه هستم، آجی میاد توی مدرسه، ماماجان هم پشت سرش میاد. بعد کیفمو میگیره (البته کیف صورتی کلاسهای آموزشگاه دستش بود)، بعد سوار پراید سفید میشم که خاله مینو پشت فرمان بود و باباجان روی صندلی کنارش نشسته بود. و میرن ولی ماماجان در مدرسه میمونه...

پرسید تعبیرش چیه؟

گفتم یعنی ماماجان همیشه و همهجا همراهت هست... حتی وقتی میری مدرسه

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: پنجشنبه 7 آذر 1398 ساعت: 23:16

یه بار خواب دیدم ماما جان توی آشپزخونه نشسته، می رم پیشش میگم ماما چرا رفتی؟؟ گفت: خوب باید میرفتم! گفتم اونجا خوبه؟؟ گفت خوبه (مثل حالتی که میگن ای.. بد نیست) بعد توی بغل ماما جان رفتم. البته جسم نبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

تا یکشنبه ۲۴ تیر۹۷، ماما جان خونه بود. در این روز بیمارستان بستری شد و بهد از ۲ بار مرخص شدن کوتاه مدت ۲-۱روزه، دیگه نیومد خونه تا وداع ...

قربون پار ای مجال...

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

۳-۴ شب پیش، باباجان خواب ماماجان را دید و تا صبح نخوابید، ولی نگفت چه خوابی بود. صبح هم که بیدار شد یک طرف صورتش ورم گرد و التهاب داشت ولی از اعصاب بود. صداش هم شبیه صدای میرمردها شدا بود اما بعد از ۲ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

سال گذشته، این ساعتها، آخرین ساعات حضور ماماجان در خانه بود. شب رفت بیمارستلن..

من هم با چشم اشکبار رفتم هستی را از کلاس ریاضی آوردم....

این پیام را ۲۰ مرداد حدود ساعت ۸-۷ شب داشتممبنوشتم. ناقص موکد الان ثبت نوشته و بازسازی وبلاگ را کلیک میکنم

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

چند (۴) روز پیش بابا گفتموبایل را روی ساعت ۲ تنظیم کردم که دارو بخورم، وقتی زنگ خورد زنگو قطع کزدم و چشممو بستم. دیدم دارم توی حیاط خونه (البته این خونه نبود، حالت خونه مثل خونه خ۲۰ پشت به آفتاب بود، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

صفحه بندی