خرید بک لینک

مهراد را که میبریم مهد کودک، با گریه میمونه، ولی بعد آروممیشه!

چند بار همبابلجان از مهد آوردش خونه.

امروز که بردمش، گریه کرد و رفت طرف پنجره و گریهکنان گفت: پدربزرک میخوام!

احتمالا وقتی باباجان رفته بود دنبالش، مربی مهد گفته پدربزرگش اومده!

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

صفحه بندی