هستي مهربون

متن مرتبط با «مهراد» در سایت هستي مهربون نوشته شده است

دندان مهراد

  • نیلوبلاگ

    امروز ۵ فروردین ۱۴۰۱، اولین دندان مهراد افتاد (با کمک خاله مینو)...

    ادامه مطلب
  • مهراد و ماشین

  • نیلوبلاگ

    امروز هم مثل همیشه تا متوجه شد بابا سوار ماشین شد؛ با عجله دوید توی حیاط و بدون دمپایی در عقب را باز کرد و نشست روی صندلی. این بار صندلی عقب. طوریکه باباجان هم هاج و واج مونده بود که چی شد و مهراد از کجا اومد!! من که رفتم بیارمش ؛ میگفت ممنون؛ در (یعنی در راببند)...

    ادامه مطلب
  • ماجراهای مهراد

  • نیلوبلاگ

    یه هفته- 10 روزی هست که مهراد ماجراهایی داره. حدود 10 روز پیش ماما جان بیمارستان بستری شد. شب خواستم خونه را مرتب کنم، مهراد هم اومد کنارم اسباب بازی هاش را توی سبد میری که یه دفعه صدای جیغش بلند شد. ...

    ادامه مطلب
  • مهراد اسمشو یاد گرفت

  • نیلوبلاگ

    2 شب پیش به مهراد گفتم: اسمت چیه؟ گفت : بیاد دیگه تقریبا اسمشو یاد گرفت. اما بجای مهراد میگه "بیاد" xa0...

    ادامه مطلب
  • کلمات جدید مهراد

  • نیلوبلاگ

    امروز مهراد شیر خورد؛ شیشه که خالی شد، شیشه را گرفت گفت تمام (این مربوط به چند هفته پیش بود ، ناقص نوشته شده بود و ...

    ادامه مطلب
  • مهراد 2 سال و نیمه

  • نیلوبلاگ

    دیگه مهراد کلمات و جمله های 2-3 کلمه ای میگه پاشو. ماشینته، توپ، موشگان (مژگان )، موشده (مژده )، نبی و ......

    ادامه مطلب
  • مهرادشب ها پیش ماماجان میخوابه

  • نیلوبلاگ

    هستی که پیش ماماجان میخوابید. حدود یگ هفته است که مهراد هم شبها بیدار میشه و خودش بلند میشه و میره پیش ماماجان میخوابه. +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۵ساعتxa06:4xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • مهراد گفت دایی

  • نیلوبلاگ

    اوایل فروردین (یا شاید 29-30 اسفند) دایی مهران اومده بود خونه. زنگ در را زد. مهراد از آیفون تصویری دید. یه نفر در را باز کرد. من ندیدم. پرسیدم کی بود؟ مهراد گفت "دویی" +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۶ساعتxa08:9xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • دندان آسیای مهراد

  • نیلوبلاگ

    امروز متوجه شدم یکی از دندانهای آسیای بالای مهراد دراومده +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa00:43&nbsp توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 17 ماهگی مهراد

  • نیلوبلاگ

    دیروز 27 اردی بهشت حدود ساعت 11-10 صبح مهراد در سن 17 ماهگی برای اولین بار روی قصری کارس را انجام داد (شماره 1 ، مایع) +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa05:40xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • مهراد منو بیرون کرد!

  • نیلوبلاگ

    2 روز پیش، مهراد طبق معمول رفت تکی اتاق خاله مژگان برای شیطونی! به همه چیز دست میزنه! ففط تلویزیون اونجا را نگاه میکنه و بیرون نمیره! خواستم بیرونش کنم، نمیرفت. بعد اومد منو به بیرون هدایت کرد، خودش رفت داخل و در را روی من بست! دیروز هم هستی را از اتاق آجی یکتا بیرون کرد و xa0در را بست! +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa015:27xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • حرفهای مهراد

  • نیلوبلاگ

    مهراد از 3-2 روز پیش چند بار مشخصا به آجی گفت آدی و به شیر گفت ایرxa0...

    ادامه مطلب
  • مهراد و آجی

  • نیلوبلاگ

    دیشب هر کاری میکردم، مهراد نمیخوابید. همش گریه میکرد و میرفت پیش ماماجان، اما اونجا هم نمی خوابید. آجی اومد بغلش کرد، فوری خوابید. انگار منتظر آجی بود که بخوابونش... +xa0نوشته شده در xa0شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعتxa019:7xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • پیشرفت مهراد

  • نیلوبلاگ

    حدود یک هفته است که خاله مینو داره با مهراد بازی و تمرین میکنه. مهراد توی این مدت خیلی پیشرفت کرده. از دیروز میگه : ایِه (بجای کیه و چیه) چند روزه که بای بای میکنه (دستشو تکون میده) امروز ماماجان به هستی گفت زود، مهراد هم صوتی با وزن زود تولید کرد +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa017:12xa0 توسطxa0مامان هستيxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • مهراد می ایسته

  • نیلوبلاگ

    مدتیه -حدود 10 روز یا بیشتر- که مهراد بدون کمک حدود چند ثانیه می ایسته. دیشب توی اناق آجی مدت زیادی - حدود 10 تا 20 ثانیه و شاید بیشتر- بدون اینکه به جابی دست بگیره، ایستاد....

    ادامه مطلب
  • عطسه مهراد

  • نیلوبلاگ

    الان مهراد پیشم خوابیده. یه عطسه کوچولویذخیلی ناز کرد. طوریکه فکر کردم اولین عطسه اش بوده. بعد یادم اومد موقع سرماخوردگی کلی عطسه کرده....

    ادامه مطلب
  • تغییرات مهراد در شهریور 95

  • نیلوبلاگ

    مهراد 2ـ3 هفته پیش شروع کرد به چهار دست و پا بابا را زیاد میگه کسی میره بیرون؛ دنبالش گریه میکنه؛ بخصوص باباجان وقتی باباجان را می بینه ؛ میره طرفش که باباجان بغلش کنه. اگه بغل نکنه، بهش بر میخوره و گریه میکنه....

    ادامه مطلب
  • تغییرات جدید مهراد

  • نیلوبلاگ

    چند روزه که کمی سینه خیز میره دیشب با روروک حدود 2-1 متر راه رفت ازدیروز. بَ بَ و دَدَ زیاد میگه امروز یه کمی بیشتر سینه خیز رفت...

    ادامه مطلب